از راه دور می بوسمت

بار چندمش رو یادم نیست اما دوباره دیدمش...شب های روشن...هر وقت هوایی چشمای تو میشم می بینمش...اون قدر خش افتاده که دیکه دستگاه نمی خوندش...ولی من اصرار دارم از روی همون سی دی ببینم...

سخت است دور بودن ما؛هر دو

                          وقتی که مال همیم

آنقدر که خوب بودنمان

                         وقتی جدا ز همیم

...

نبودنت را لحظه لحظه می سرایم اما نمی دانم وقتی بیایی آنقدر وقت هست همه شان را برایت بخوانم ؟

/ 0 نظر / 4 بازدید