مامان

ساعت ۴.۵ که با مامان خداحافظی کردم دیگه ندیدمش تا الآن که یازدهه...دلم اما خیلی بیشتر  از ۶ ساعت و نیم تنگ شده...

لیوانمو دستم می گیرم در یخچالو باز می کنم و دنبال قوطی شیر می گردم اما نیست...شیر نداریم.مامان که نباشه ما هیچی نداریم.

/ 2 نظر / 2 بازدید
احسان

سلام دوباره: "کلا عقیده م اینه که بهترین راه اصلاح این جامعه یادگرفتن شیوه های بحث کردن و نقادیه" این جمله تونو کاملا باهاش موافقم. اما طبق اصطلاحی که خودتون به کار بردین (کارای مهم درون گروهی خودمون)، به نظرم گاهی نباید بی مهابا تاخت و تاز کرد. آدم محافظه کاری نیستم، برای نمونه هم ماجرای گنجی و هاشمی رفسنجانی رو مثال می زنم سر ماجرای مجلس ششم! اون همه انتقاد شد از گنجی اما سر اون ماجرا من در جبهه گنجی بودم! نقد نقده و باید جواب داده بشه! اونجا سوء استفاده شد، شاید حتی نقد هاشمی باعث تزلزل اصلاحات هم میشد، اما اینکه هاشمی رو نباید نقد کرد رو گزاره غلطی می دونم... پویایی یه جریان، وابستگی مستقیم با کیفیت و کمیت "نقد خویشتن" داره، دو نوع شرایط نقد داریم. یکی نقد منفیه که باید با منطق و مدیریت بحران باشه ولی در مواقع لزوم اگه با برخورد غیر دموکراتیک، اقتدارگرایانه، حق به جانب، آمیخته با سفسطه و یا مغالطه آمیز مواجه شدیم، میشه از انواع روش های قانونی علم منطق "سوء استفاده" کنیم برای پیروزی در بحث و مناظره!!! چون اونجا اولویت اول ما قطع دست زبان مخالف اقتدار گراست! روی ا

احسان

روی اقتدارگرایی تاکید می کنم چون که خیلی قابل فکره! اقتدارگرایی رو هم فقط در یک جناح خاص سیاسی خلاصه نمی دونم. هر کس که نظر مخالف رو تاب نیاره و باعث آزار دیگران بشه، در هر جبهه ای که می خواد باشه، از نظر من اقتدارگراست و از نظر من اقتدارگرایی به این معنا کاملا مذمومه. اما یه نقد مثبت داریم که اونجا همه چیزفرق می کنه! می دونی طرفت کیه، می دونی برای تو به عنونا یک انسان، ارزشی و احترامی به اندازه خودش قائله و خودش رو برتر از دیگران نمی دونه. پس اونجا اگه برای اثبات خودت از طرق بحثی که میشناسی سوء استفاده کنی، هم به خودت، هم به جنبشت، و هم به طرف مقابلت خیانت کردی و اتفاقا تاثیر مفیدی هم از اون بحث نمی گیری و تازه ممکنه این کارت موجب دلزدگی دیگران هم بشه! تازه این نوع بحث در نقد مثبت اصولا به جدل و دعوا هم کشیده میشه! اینو قبول ندارین؟!