می ترسم

من از تکرار هذیان در تب پاییز می ترسم
از این اسطوره های از تهی لبریز می ترسم

درونم آنچنان از چهره ی تاریخ چرکین است

که از هر یادگار خاطره انگیز می ترسم

برایم آنقدر از عقده های محتسب گفتند

که از گیلاس های ارغوانی نیز می ترسم

حقیقت واژه ی تلخی است در قاموس ناپاکان

زتکرار حقیقت های حلق آویز می ترسم

کلاغانی که دیگر از مترسکها نمی ترسند

به تاراج حقیقت آمدند ، برخیز می ترسم

...

از وبلاگ آرش نصیری


/ 0 نظر / 4 بازدید