تازه

اینکه به تو زیاد فکر می کنم

اینکه نبودن‌ات برایم به مقدار زیادی دلتنگی می آورد

اینکه هوا را بدون تو نمی توانم درست تووی سینه بکشم

اینکه آسمان ام بدون تو پر از ستاره هایی ست که سو ندارند

اینکه سبز بی تو زرد است و با تو بهار

باید از این‌ها بترسم؟

نمی ترسم.

از اینکه تو حالا

تمام اینها را می دانی

 اما می ترسم.

 

11 فروردین 90

/ 1 نظر / 5 بازدید
سین

با کوچه آواز رفتن نیست فانوس رفاقت روشن نیست نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست وقتی تو نباشی من به من مشکوکم به هر گل به هر سایه روشن مشکوکم مشکوکم به اشک کبوتر مشکوکم مشکوکم به خواب خاکستر مشکوکم بی تو به کابوس و به رویا مشکوکم به شعله به پروانه حتی مشکوکم ترسم نیست بی تردید از جاده از سایه تاریک تاریکم من از من می ترسم من از سایه های شب بی رفیقی من از نا رفیقانه بودن می ترسم با کوچه آواز رفتن نیست فانوس رفاقت روشن نیست نترس از هجوم حضورم چیزی جز تنهایی با من نیست با صدای مانی رهنما و موسیقی از بابک بیات، ای جانم :)