از این به بعد از اینجا بخونیدم لطفا

بالاخره همت کردم و یه جای درست حسابی درست کردم واسه زندگی.

 

/ 5 نظر / 3 بازدید
امیر

سلام وبلاگ ساده و تر و تمیزی داری. آفرین همه چیز در سادگی و ترو تمیزیست

تو شعر "معلم" یه گسستگی بین قسمت اول شعرت و قسمت آخرش که از "من در خواب دیده بودم" شروع میشه وجود داره.فکر میکنی اگه یکی فرزاد رو نشناسه میتونه ارتباط بین این دو قسمت شعرتو درک کنه؟ فکر می کنی زود فضای شعرو عوض نکردی؟

"شب" اکثر شعرات یه ویزگی قشنگ دارن اونم اینکه خیلی خوب می تونه مخاطبتو باهات هم حس کنه. از این شعرت خیلی خوشم اومد ولی فک میکنم می تونستی قشنگتر از اینم بنویسی. بعضی از کلمه هایی که استفاده کردی زیاد وزن شعری ندارن مثلا"فرود می آید". اگه من جای تو بودم شاید اینطوری می نوشتم: نمی دانم از کدامین سوی اینچنین آرام بر تاق نگاهم می نشیند و به چشم بر هم زدنی می گریزد از نگاهم نمی دانم این عاشق شبگردِ کیست ... راستی ببخشید که تو شعرت دست بردم.

شعر "خالی" عااالی بود.هرچی خواستم یه گیری بهش بدم نشد:دی به راستی که لذت بردیم.مرسی

راستی اگه تو شعر معلم خودت می خواستی یه همچین گسستگی وحود داشته باشه خوب از عهدش براومدی:)